الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
157
تفسير مجمع البيان (فارسى)
3 - يعنى اين آياتى كه در تورات وعدهء آن بشما داده شده . « الْمُبِينِ » بگفته مجاهد و قتاده : يعنى آشكار كنندهء حلال و حرام خدا و بيان كنندهء منظور و مراد خويش . « إِنَّا أَنْزَلْناهُ » يعنى اين قرآن را نازل كرديم ، و زجاج گفته : يعنى اين داستان يوسف را . . . به جهت آنكه علماى يهود ببزرگان مشركين گفتند : از محمد بپرسيد : بچه علت خاندان يعقوب از شام بمصر آمدند ؟ و داستان يوسف را از وى سؤال كنيد ؟ « قُرْآناً عَرَبِيًّا » يعنى روى مجراى كلام عرب در گفتگوى خود آن را به زبان عرب نازل كرديم . و ابن عباس از رسول خدا - صلى اللَّه عليه و آله - روايت كرده كه فرمود : من عرب را بخاطر سه چيز دوست دارم : ( 1 ) چون خودم عرب هستم ( 2 ) چون قرآن عربى است ( 3 ) چون زبان اهل بهشت عربى است . « لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ » شايد شما همهء معانى قرآن را بدانيد و هر چه در آن است بفهميد . و برخى گفتهاند : يعنى تا بدانيد كه اين قرآن از جانب خدا است ، زيرا ما آن را به زبان عرب نازل كرديم ولى شما از آوردن مثل آن عاجزيد . « نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ » زجاج گفته : يعنى ببهترين بيان آن را براى تو بيان ميكنيم ( نه اينكه منظور بهترين داستانها باشد ) چنانچه مىگوييد « صمت احسن الصيام » بهترين روزهها را گرفتم يا « قمت احسن القيام » ببهترين وجهى ايستادم ، كه معنا همان مىشود كه ما ببهترين بيان و واضحترين آنها براى تو داستان كرديم . « بِما أَوْحَيْنا إِلَيْكَ هذَا الْقُرْآنَ » يعنى روى آنكه اين قرآن را بر تو وحى كرديم و حرف « باء » در اينجا براى بيان « قصص » است ، يعنى اين داستانها بوحى قرآنى است . و برخى گفتهاند : اينكه قرآن را « احسن القصص » ناميده بخاطر آن است كه از نظر فصاحت لفظ و زيبايى معنى و شيرينى الفاظ و حسن ترتيب و يك شكل بودن فواصل در هر كدام بحدّ نهايى است ، و برخى گفتهاند : در اين قرآن داستانهاى ملتهاى گذشته و احوال آينده و آنچه مورد احتياج مردم است تا روز قيامت هر يك را با دلچسب ترين لفظ و بهترين نظم و ترتيب بيان داشته است .